زندگینامه سید حسن رجبی
سید حسن رجبی در اولین روز بهار سال ۱۳۵۰ در شهرستان دزفول در خانواده ای مذهبی متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان کاشف دزفول آغاز کرد. کلاس دوم ابتدایی او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود. او هنوز به درستی با واژه جنگ آشنا نشده بود که جنگ را با تمام وجود همراه با صدای موشک و توپ و تفنگ و بوی باروت تجربه کرد.
در شهرستان دزفول در آن روزگار سخت جنگ ؛ هر جا که قدم میگذاشتی تصویری از شهیدان را مشاهده میکردی و هر روز نام لاله ای دیگر، در و دیوارهای پایتخت مقاومت ایران را آذین میبست ، و شهادت شهد شیرین به کام نشستهی تمام مردم شهر شده بود ، از زن و مرد، پیر و جوان همه و همه حتی درختها و دیوارهای این شهر نیز از زخمهای بی پایان حوادث دردناک جنگ بی نصیب نبودند و بر پیکر و تنهی خود نقشی به یادگار داشتند.
و در همین ایام بود که صدای رمز(یا الله)عملیات والفجر مقدماتی در سال ۱۳۶۱ به گوش رسید و آخرین فریاد رسای یکی از جوانان این مرز و بوم به نام سید حسین رجبی بلند شد که: «ما تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس ایستادهایم» و پس از این به مهمانی پروردگار خویش دعوت شد و به خیل دوستان شهیدش پیوست و در جوار رحمت الهی متنعّم گردید و این وعدهی ربّ ودود است که: (( وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ))(آل عمران /۱۶۹) و با ریخته شدن خون هر شهیدی جوانه ای تازه رُستن میگیرد و تازههایی ناب ،سر برمی آورد تا وعدهی خدا تحقق یابد که زمین از آن صالحان است و از عدل و داد پر خواهد شد، مردم شهر ما طلیعه دار این راه شده بودند.
سید حسن به تأسّی از برادر شهیدش تنها راه رهایی از ستم جنگ را حاضر شدن در صف مبارزان راه حق یافت و مسجد اولین مأمن و مأوای این راه بود واو نیز در این خیمه حاضر شد و به آموختن معارف، نزد آیت الله مدرسیان و شاگردان او همچون شهید سید جمشید صفویان پرداخت.در سال ۱۳۶۵ در حالی که تنها ۱۵ سال داشت از پایگاه مسجد امام حسین شمالی (ع) به جبهه اعزام شد و در توپخانه ۷ ولی عصر، در گردان عمار تا پایان جنگ بر سر میثاق ماند.
در سال ۱۳۶۷ قطعنامه پذیرفته شد . سید حسن پس از اتمام جنگ، رسالت تازهی خود را در مجاهدت علمی دید و در سنگری دیگر به آموختن علم پرداخت .او پس از اتمام تحصیلات دبیرستان ،در سال ۱۳۶۹ همزمان در دو رشتهی اقتصاد و علوم قضایی دانشگاه علامهی تهران و علوم قضایی و خدمات اداری تهران پذیرفته شد . اما به دلیل اهمّیّت رشتهی قضا در احقاق حقوق حقهی مردم و تحقق عدالت در جامعه به تحصیل این رشته پرداخت .
در سال ۱۳۷۴ پس از سپری کردن دورهی کارآموزی قضایی به عنوان قاضی تحقیق و دادرس در مسجد سلیمان مشغول به کار گردید. دیری نگذشت که تواناییهای ایشان آشکار شد و در سال ۱۳۷۵ به سمت معاون دادگستری و ریاست شعبهی دوم عمومی منصوب گردید. در سال۱۳۷۸ به ریاست دادگستری و ریاست شعبهی اول دادگاه عمومی منصوب شد.
در سال۱۳۸۰ به ریاست دادگستری و شعبهی اول دادگاه عمومی شهرستان دزفول منصوب و همزمان سرپرست دادگاه انقلاب شمال خوزستان تعیین گردید که شامل شهرهای دزفول شاوور، شوش ،اندیمشک ،الوار گرمسیری، گتوند، شوشتر، مسجد سلیمان، لالی، اندیکا میشود.
در سال ۱۳۸۳ سرپرست دو شعبه دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان مستقر در شهرستان دزفول گردید.پس از شش سال خدمت در شهرستان دزفول در سال ۱۳۸۶ ایشان به عنوان مستشار دادگاه تجدید نظر استان خوزستان تعیین گردید و سپس در سال ۱۳۸۷ به عنوان مستشار دادگاه تجدید نظر استان اصفهان منصوب شد که هم اکنون در همین سمت مشغول به خدمت میباشد.
ادامه مطلب






آخرین دیدگاهها